السيد الطباطبائي
252
مجموعه رسائل ( فارسى )
آفتابى مىكند و بيتى كه آن حضرت ( بنا به بعضى از روايات ) انشاد فرموده ، اشاره به همين معناست : و ما إن طبنا جبن و لكن * منايانا و دولة آخرينا و به همين نظر بود كه معاويه به يزيد اكيداً وصيت كرده بود كه اگر حسينبن على از بيعت با وى خوددارى كند او را به حال خود رها كند و هيچگونه متعرّض وى نشود . معاويه نه از راه اخلاص و محبت اين وصيت را مىكرد ، بلكه مىدانست كه حسين بن على بيعت كننده نيست و اگر به دست يزيد كشته شود ، اهلبيت نشان مظلوميت به خود مىگيرند و اين براى سلطنت اموى خطرناك و براى اهلبيت بهترين وسيلهء تبليغ و پيشرفت است . اشارههاى مختلف امام عليه السلام به وظيفهء خود سيدالشهدا عليه السلام به وظيفهء خدايى خود كه امتناع از بيعت بود آشنا بود و بهتر از همه به قدرت بيكران و مقاومتناپذير بنىاميه و روحيهء يزيد پى برده بود و مىدانست كه لازم لاينفك خوددارى از بيعت ، كشته شدن اوست و انجام وظيفهء خدايى شهادت را در بردارد . و از اين معنا در مقامات مختلف با تعبيرات گوناگون كشف مىفرمود . در مجلس حاكم مدينه كه از وى بيعت مىخواست ، فرمود : مثل من با مثل يزيد بيعت نمىكند . هنگامى كه شبانه از مدينه بيرون مىرفت ، از جدّش رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل فرمود كه در خواب به وى فرموده : خدا خواسته ( يعنى به عنوان تكليف ) كه كشته شوى . در خطبهاى كه هنگام حركت از مكه خواند و در پاسخ كسانى كه مىخواستند آن حضرت را از حركت به سوى عراق منصرف سازند ، همان مطلب را تكرار فرمود . در پاسخ يكى از شخصيتهاى اعراب كه در راه اصرار داشت كه آن حضرت از رفتن به كوفه منصرف شود و گرنه قطعاً كشته خواهد شد ، فرمود : اين رأى بر من